| مباحث |
|---|
برای مردی که وقتی مریضهایم نگران هستند ویا همراهشون بی قرارند می گویم به او توسل کنند We once had a teacher The Teacher of Teachers He Changed the world for the better And Made us better creatures Oh   |
خانم 40 ساله دیشب اومد اورژانس با دل پیچه وکهیر وخارش روی ساق پا . .شوهرش می گفت :خوابیده بودیم دیدم گریه می کنه.. اوردمش گفتم خانم سابقه حساسیت والرژی داری ؟ گفت :اوه ..خیلی وقته رفتم تهران مرکز کلینیک الرژی ..گفتند خیلی میوه ها رو نخورم گفتم :میوه ای و دارویی و غذای خاصی نخوردی ؟ گفت:نه والا دوروزه میهمون داریم ...هیچی نخوردم! معاینه اش کردم و دستورات دارویی... |
این خاطره چند سال پیش هنگام کار در اورژانس جراحی است یه روز تعداد سی نفر با سر وکله شکسته اوردند اورژانس همه اهالی یک روستا ویک محل بودند پرسیدیم چی شده مامور نیروی انتظامی گفت: تو این روستا یه مسجد وجود داره که تا چند پیش یک روحانی پیش نماز بود که طرفدار چپی ها بود ..دیروز روحانیشون(حالا طرفدار راستی ها) عوض شده و امروز یه حرفی زده به (انطوری )طرفداران چپ برخورده .. اونها هم براخودشون نمازجماعت برگزار کردند... |
| نقل قول: | به گزارش مهر ، احمد شجاعي ظهر پنج شنبه در مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران در همدان افزود: بر اساس بررسي هاي انجام شده در گروه آمار سازمان پزشکي قانوني کشور، متاسفانه در نوروز امسال يک هزار و 391 نفر در تصادفات رانندگي کشته شده اند که اين تعداد نسبت به سال قبل افزايش يافته است.
شجاعي با بيان اينکه 64 درصد کشتههاي تصادفات مربوط به جاده هاي برون شهري، 6.24 درصد... |
|
مثلا امروز روز پرستاره بهتره با اوضاع پرستاران اورژانس ما اشنا شويد براي اورژانسي که 36 تخت فعال دارد در هرشيفت کاري تنها تنها 6 پرستار وجود دارد . تفاوتي که اورژانس ما با اورژانسهاي ديگه دارد اينکه تمام اقدامات درماني اي سي يو وسي سي يو به علت پر بودن بخشها انجا م مي شود و بدترين قسمت اورژانس بخش 3 و6وترياژه که اگر پرستاري مسئول انجا شود بايد مانند 6 پرستار اي سي يو خدمت رساني کند .بسياري از پرستاران بخش در سننين باروري هستند ويا کودک يکساله دارد و در هرشيفت حداقل يک پرستار حامله ومادر داريم شيفتهاي پشت سرهم وسنگين بسياري از انها را از نظر روحي افسرده کرده است از نظر... |
يه بهيار مسن ولي باتجربه تو اورژانس است که خيلي رک وصريح حرف مي زنه ولي شيرين امروز ساعت 4 صبح اقايي مادرش رو اورده بود با تهوع استفراغ ..پس از معاينه در حال نوشتن پرونده ودستورات بودم که اقا گفت: اقا دکتر رو تو ختم فلاني ديدم و همان روز تو تشيع جنازه يک سيد روحاني (همان همسايه مون) من نگاهي کردم گفتم :اينا اشناهاي دورمون بودند ..اقاهه گفت اره و شروع کرد حرف زدن که شما تو تشيع جنازه بيمارانتون هم شرکت مي کنيد من مونده بودم چي بگم که همون پرستار گفت: انشا الله اقاي دکتر قول مي دهند تشيع جنازه شما شرکت کنند |
در خارج ایران می گویند که وقتی تشخیص دادید بیمار سرطان یا بیماری صعب العلاج دارد .حتما بهشون بگویید تا درباره باقیمانده زندگی و نحوه درمان تصمیم بگیرد . اما اینجا اکثرا بیماران سرطانی از بیماری خود اطلاع ندارند وهمراهان اصرار می کنند که به خودش نگوییم ! گرچه شده مثل امروز بیمار 80 ساله چشم تو چشم من بیندازه بگه دکتر من تا دلت بخواد سرطان دارم 20 ساله سرطان دارم... |
ديروز رفتيم روستا .دليلش هم معلوم بود .مراسم عقد کنان دختر عموم بود . دوماد از اشناهاي دور مادربزرگمون از روستاي مجاور بود .مراسم ساده بود رفتيم قسمت مردانه شيريني خورديم ونون پنير وسبزي (فکر کنم به عنوان برکت مي دهند يا شايد هم فينگر فود بود )  شاهد عقد هم شديم ودفتر ثبت ازدواج رو امضا کرديم امروز ساعت 10 ظهر تشيع جنازه همسايه مون .پيرمرد سيد روحاني بود که تنها زندگي مي کرد . صبح جمعه و بارون و صداي لا اله الا الله وعطر کاهگل وگلاب وگريه .. محله قديمي ما ديگه واقعا... |
وقتی ملتی براشون کشیدن سیگار مهم باشه فرقی هم نداره بیمار باشه و بستری در اورژانس باشه یا همراه مبیمار باشه .حتما سیگار را باید بکشد و بعد ته سیگار رو روشن بیندازه تو زباله ها ..خوب اتش سوزی راه می افته وقتی تو بحران همه می خواهند لیدر باشند و بدنبال راه حل می گردند .هرج ومرج راه میفته وقتی افراد تاسیسات بیمارستان دوره اتش نشانی را نرفته اند .نمی توانند به طور علمی اتش خاموش کنند ..درحال بعض پرستارها وپزشکان دوره اتش نشانی... |
اولین کشیک سال 89 مواجه شدم با 46 بیمار که 90 درصدشون مسافر بودن اهوازیه تو چادر دجار گازگرفتگی شده بود اصفهانیه دخترش تشنج کرده بود مازندرانیه زنش سرطان داشت دچار فلج عصب صورت شده بود بوشهریه بیماری کم خونی داسی شکل داشت دردشکم گرفته بود خرم ابادیه زنش بیماری قند داشت انسولین زده بود سرگیجه گرفته بود و تهرانی پسر تو جاده بدنبال تصادف فوت کرده بود ... این اولین کشیک سال 89 همین |
تو دارخونه یه از دوستان منتظر گرفتن اماده شدن داروهای مادر بودم..که یه مرد اومد و به دارو ساز گفت :یه لحظه بیا داروساز انگار می شناختش ..گفت یه لحظه صبر کن بعد رفت ان طرف داروخانه و مرد هم رفت اونجا و در گوشی با داروساز چند کلمه صحبت کرد داروساز گفت :نداریم ولی بخواهی ادرس می دهم برو بگیر..یا صبر کن فردا عصر بیا مرد هم گفت :باشه ................................. وقتی داروساز پاکت داروها گذاشت رو میز ..با خنده گفتم :دارو در گوشی هم دارید؟ گفت :بله... |
مسیر بیمارستان: راننده تاکسی : این عکسها چیه؟ من : سی تی اسکن سینوس های سر راننده: من هم سردرد داشتم..گفتند سینوزیت داری .. تا دارو می خوردم سردردم خوب بود ..گفتند که موتور سوراری نکنم حالا به تو چی گفتند/ من : دارم می رم با یک متخصص گوش وحلق وبینی مشورت کنم راننده :تو عکس چیزی نشون داده؟ من... |
چند روز قبل یک پیرزن افغانی با پسرش امده اورژانس .. دستشون یک نامه معرفی از یک پزشک بود که در ان دلیل ارجاع بیما ر را به بیمارستان نوشته بود : عفونت ریه اما نکته جالب نوشته ای از امور حسابداری نیز بر روی نامه درج شده بود که نوشته بود: 200 هزار توامان علی الحساب از همراه بیمار پرسیدم قضیه این نوشته چیه ؟ گفت: رفتم پذیرش گفتم قبض ویزیت دکتر می خوام اون هم گفت :200 هزار تومان علی الحساب بدهد ! بعد از معاینه... |
 امتحان دستياري برگزار شد جايي ما که امتحان داديم فوق العاده نظارت تشديد شده بود مونده بود تفتيش بدني هم بشويم1: 2: به امبولانس 115 که هميشه در امتحانات سراسري هست يک ماشين اتش نشاني هم اضافه شده بود ..البته قربون خدا برم بعد پايان جلسه يه بارون تند باريد تا نياز به اتش نشاني براي ...نباشد 3: سوالات غير استاندارد .. 4: 4... |
1: هنوز يادم نرفته که يکي از مديران فرهنگي دانشگاهمون با خريد سوالات رزيدنت قلب شد 2: هنوز يادم نرفته که من ودوستم که نفر اول پره انترني شده بود بدليل کشمش چند ماهه بين مجلس و وزارت بهداشت در سال 84 بي خيال شديم و اورفت دوسال سربازي و دنبال زندگي و پس از 4 سال امسال رزيدنت شد و من هم بي خيال شدم .. 3: اين روزها دوستان دنبال خواندن درس دريکي از کشورهاي چون سوريه و ارمنستان هستند .. 4: امروز وقتي خبر رو به يکي از دوستان که يک سال نشسته بود و براي امتحان خوانده بود..دادم..با ناچاري زير لب گفت : اينها دارند با عمر ما بازي مي کنند پي نوشت: ازمون دستياري... |
اين يک داستان واقعي است وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود .شنيد پدر ومادرش درباره ي برادر کوچکترش صحبت مي کنند.فهميد برادرش سخت بيماراست وآنها پولي براي مداواي او ندارند .پدر به تازگي کارش را از دست داده بود ونمي توانست هزينه جراحي سنگين برادرش را بپردازد.سارا شنيد که پدر آهسته با بغض به مادر گفت:فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد. سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت واز زير تخت قلک کوچکش را در آورد .قلک را شکست .سکه ها را روي تخت ريخت وآن را شمرد .فقط 5 دلار. ادامه داستان خريدن معجزه ! |
فقط چمن سبز ورزشگاه به یاد دانشگاه و قورمه سبزی هایی که می گفتند با چمن زمین فوتبال درست شدند به نظرتون بازی استقلال وپرسپولیس ارزش دیدن داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بازی هردو تیم یا باید ببرند و یا باید هردو ببازند  |
اورژانس.دو ساعت و بيست دقيقه از بامداد گذشته.مريضي افغان تبار.چهل و هفت ساله. -آقاي دکتر!احساس مي کنم امشب نمي تونم خوب بخوابم. -هيچ مشکل ديگه اي نداري؟واسه همين که نمي توني خوب بخوابي ساعت دو شب اومدي اورژانس؟ -آري.همين.خوابم در هم کوفيده شده. (بله،درست حدس زديد.نوار قلبي که به صورت کاملا تصادفي براي او درخواست شده بود نشان از سکته داشت.سکته قلبي وسيعي هم بود.اگر يک کم پايه بود،اين آستانه تحمل درد را به عنوان معجزه يک جايي ثبتش مي کرديم) ******** نوشته يكي از دوستان پزشك |
شما پزشکها و عزراییل هر دوتا یک کارو انجام میدید،با این تفاوت که اون بنده خدا دیگه آدم را سر کیسه نمی کنه! (این جملات را یک پیرزن هفتاد و دو ساله میگه،لبخندی میزنه،کیفش را برمی داره و عصا زنان از در اطاق میره بیرون.چند روز قبل داشتم یک مقاله می خوندم راجع به انرژی مثبتی که یک پزشک از بیماراش... |
كودكي يك ساله با تعريق فراوان و صورت برافروخته وبي حال اورده بودند اورژانس ..در معاينات كودك تب نداشت ولي كاملا بي حال وخيس بود ..مخاطات كودك خشك بود و با عطش فراوان كودك كودك شير مي خورد (رفلكس ساكينگ نرمال) به مادر كودك گفتم :كودك مشكلي وبيماري ندارد فقط كمي دهيدراته(اب بدنش كم شده ) است علتش تعريق بيش از حده دماي اتاق كودك زياد بود .. مادر كودك :اگه چيزي بگم دعوام نمي كني !! گفتم :نه گفت :امروز بچه رو به مدت يك ساعت تو ماشين گذاشتم تا با پدرش بريم بازار خريد ..البته داداش 6 ساله اش كنارش بود ..حسابي عصباني شدم گفتم :خانم !حيف كه اينجا ايرانه وگرنه به... |
يكي از همكاران بيهوشي با تزريق دارو خودكشي كرد . طبق بررسي هاي انجام شده در پزشكان بيهوشي و روانپزشكي بالاتر است .وهمچنين درصد اعتياد به مواد ارامبخش وداروهاي مخدر در كساني كه در اتاق عمل كار مي كنند ودسترسي اسان به مواد دارند بيشتر است كه بيهوشي ها و چشم پزشكان در صدر قرار دارند بهر حال رشته پزشكي شغل پر استرس و خطرناكيست كه عمر پزشكان نسبت به افراد معمولي جامعه 10 سال كمتر است ------------------------------------------------------------------ شرمنده نتونستم اورژانس انلاين را به طور منظم اپ كنم ..گرچه اتفاقات ناراحت كننده اي در چند وقت اخير روي داد كه نمي توانم در مورد انها... |
ساعت 3:15 صبح روز 23 اذرماه 1: مي گن هركي جايي دعوتش مي كن ..ميزبان تا موقع رسيدن تا خانه هواش رو داره ..حكايت ماست پرواز تاخيز 3 ساعته داشته باشه وساعت 11 شب برسي تهران..حالا اتوبوسهاي شهرتون هم نباشه ..خوب دوتا دوست دانشجو پيدا مي كني تاكسي دارها از خداشونه كه ببرندت..وقتي كه خونه رسيديم به مادرم گفتم موقع برگشتن احساس نكردي اب تو دلتون تكون خورد .. تو حرم امام مي توني زخمهاي مردم سرزمين را ببيني زخمهايي كه شايد كهنه باشد و شايد جديد2: باور كنيم كه كرد وبلوچ وترك و افغان مي تواند باهم دعا بخوانند... |
ساعت 2:45 بعد از ظهر ادم با دوست هم خاطرات زیبا داره وهم ارزوهای زیبا امام رضا بهترین دوست مردمان فلات ایرانه (چه ایرانی -افغانی-ترکمن -بحرینی - عراقی ) این سفر برای مادر من حکم خاطره ها داشت ..حکم سفرهای خیلی دور واهنگ اقاجون قربونتم و برای من حکم ارزوها خاطره ها نمی گذاره ادم فراموش کند و ارزوها به ادم امید می هد پی نوشتهای اورژانسی: 1: کودک بودیم عشقمون بود که به کفترها... |
ساعت 10 شب 21/9/88 هوا مه الوده به طوری که حرم پیدا نیست داره خوابهای یکی از دوستان تعبیر می شود مادر از خوابهای دوران جوانیش می گفت ..خواب زیارت کربلا تب وهوای مه الود شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب درصبح باز باشد  |
ساعت 10:20 دقیقه شب به وقت مشهد: بعد از 15 سال دوری ..انگاری احساس عجیبی داری یه حس عجیب ..وقتی وارد حرم میشی ..چشمت چیزهایی می بینه که قبلا نمی دید .. مردمی را می بینی که اومدند شادی هاشون را با امام رضا قسمت کنند با امام رضا بخندند یا برای امام رضا درددل کنند
تازه معنی ترانه you came to me رو می فهم... حس خوبیه که احساس کنی به دیدار یک اشنا امده ای .. احساس... |
در ادبيات ايران ما عاشقان بزرگي چون : فرهاد وشيرين وليلي ومجنون و ويس ورامين و..داريم كه داستان عشقشون برسرزبانهاست و حتي ضرب المثل شده .. اكثر اين عشاق با نگاهي ونظري دلباخته شدند و با عشقشان سوختند وساختند و بعضي هاشون به وصال رسيدند وبعضي هاشون چون مجنون و فرهاد مردند و در بهشت و درعالم اسمان به وصال محبوبشان رسيدند . گرچه اين عشاق معروف تعدادشون كم ولي اوازه شون در تمام سرزمينها پيچيده ..ولي عشاقي هستند كه گمنام هستند وتنها خدا وچند تن از نزديكانشون از عشق وعلاقه انها خبر دارند . شايد شما شنيده باشي فلاني بدنبال فوت همسرش تنها يك هفته يا چند ماه زنده ماند واز تنهايي و هجران... |
هفته قبل از كارگري از كارخانه با تب ولرز اوردند بيمارستان ...پس از معاينات و ازمايشات تشخيص انفلوانزا داده شد وتوصيه كرديم كه يك هفته در خانه استراحت كنه و مايعات وابميوه مصرف كنه ..تا بهتر بشه همراه بيمار من رو كناري كشيد وارام گفت :دكتر اين بيچاره رو بستري كن گفتم: انديكاسيون پزشكي براي بستري نداره گفت: بيچاره كارگره ..با زن و چند بچه هفته اي 40000 تومان مي گيره ..اوضاعش خوب نيست تو نون شبش مانده .. بيمارستان باشه شايد چند وعده غذاي خوب بخوره بهتر بشه
تو اين روزگار كه كارگاههاي وكارخانه هاي درحال ورشكستگي هستند و بسياري از كارگران حقوق چند ماه قبل خود را... |
نمي دونم تا حالا تو بيمارستان اشك تو چشم پزشك معالجتون ديده ايد ويا گريه پرسنل درماني رو ديده بااشيد
انها هم گريه مي كنند ..ولي درجايي خلوت ..درميان خودشون .. در اتاق استراحتشون ... اونها هم احساسات دارند ومشكلات دارند ..شايد عاشق باشند ..شايد دل تنگ كسي باشند شايد نگران مادربيمارشون ويا فرزندشون باشد..ولي احساسات انها در اورژانس نيست خيلي از همراهان فكر مي كنند انها ادمهاي اهنين و روبات هستند ولي اينطور نيست دو سال پيش روزي مادر بزرگم رو در اورژانس ايست قلبي كرد وقتي عمليات احيا ناموفق بود واو رفت ..من هم گريه كردم ..ولي بايد ده دقيقه بعد بيماران تازه... |
اوايل كار در اورژانس خيلي مصر نبودم كه بپرسم كه ملت مواد مصرف مي كنند چون تو يك شهر قديمي ومتوسط ومذهبي كار مي كنم ولي بتدريج فهميدم كه : 1: اگر كسي با كاهش سطح هوشياري از مراسم هيئت مذهبي اوردند يكي علل احتمالا مصرف مواده چون چندين مورد ديدم كه هيئتي ها مواد ومشروب مصرف مي كنند تا بتونند تو شور سينه زدن كم نياوردند!!!! 2: شب هاي عيد و تعطيلات يكي از تفريحات مردم كشيدن مواده!! 3: باورهاي زيادي درباه اينكه ترياك قند رو پايين مياره و باعث ميشه كه از روابط زناشويي لذت بيشتري ببريد و... وجود داره 4:چيزي كه باعث تعجبه اگر درخانواده اي مرد خانواده مواد مصرف مي كنه احتمال مصرف... |
3/9/88 دوست نداشت درباره موضوع حرف بزنه ولي با توضيحات من درباره حالتي كه برايش پيش اومده بود ..كم كم لب به سخن باز كرد
از استادم مي ترسم او مشكل اخلاقي داره و سرجلسه امتحان به خانمها كمك مي كنه ودر ازايش پيشنهادات شرمانه داره امروز دوستم گفت كه به او هم پيشنهاد داده ازش مي ترسم ..از نگاهش دوري مي جويم .. رفتم دفتر گروه تا قضيه رو بگويم ..نتوانستم خودم كنترلم و غش كردم گفتم : ايا يقين داري گفت بچه هاي قديمي هم درباره اش چنين حرفهايي مي زنند گفتم خوب با حراست دانشگاه مطرح كن ..گفت مي ترسم ازعواقبش مي ترسم گفتم باخانواده مطرح كن |
پيرمرد بعد از مواجه شدن با خانه خالي از وسايل دچار دردقفسه سينه شده بود دزد به خانه اش زده .. پسرش معتاد بود ..چندماه قبل باهاش درگير شده بود .. تو اين سه ماه كه باخانمش رفته بودند روستا...ديروز اومده بود كه زمستان را درشهر زندگي كنند ..كه با خانه دزد زده برخورد مي كند زن پيرزن گفت تو تابستان چند باز امدم خانه ولي متوجه كم شدن وسايل نشدم مار در استينمون پرورش داده بوديم  |
 راي گيري: نوشته هايي روزانه يا هفتگي از وقايع داخل اورژانس بيمارستان در نظر سنجي شركت كنيد
|
24/8/88
قيصر در اورژانس از خوابگاه دانشگاه ازاد اورده بودنش ...به قول بچه هاي 115 چيزيش نيست .. دوستان مي گفتند كه سرش درد مي كنه .. بعد معاينه گفتم :شما مشكل جسمي نداريد .. الان ذهنت درگيره ...مسئله اي پيش اومده گفت:اره ولي نمي تونم بگم..اصرار نكن ..چون قابل گفتن نيست گفتم : مشكل عشق وعاشقي وعاطفي .و خانوادگي و.. گفت :نه ..با لاتر از اينهاست ..نمي تونم بگم ...اصرار هم نكن من هم جدي گفتم :مسئول شما تو بيمارستان من هستم ..و بايد بگيد گفت:مسئله ناموسيه! دشمن رفته رفيقم رو يه جايي... |
20/8/88 حكايت زيبايي طبيب اين روزها اورژانس شاهد فعاليت يك خانم دكتر انترن خوش تيپ و از نظر صورت ماه است .. يعني در جامعه كوران يك چشم پادشاهه ! فقط موندم رفتار بيماران چقدر در برخورد با ايشان وديگر پزشكان چقدر متفاوته به قول معروف زيبايي خودش درمان كننده بعضي دردهاست يا به قول حافظ : گر طبيبانه به بالين سرم ميايي به دوعالم ندهم لذت بيماري را يادش بخير در دوران دانشجويي از قضا ي روزگار هم گروه يكي از... |
17/8/88 به دوست عزيزي تلفن زدم تا جوياي احوال بشوم خيلي ناراحت بود ..مادرش گفته كه داداشش انفلوانزا گرفته (البته هم خوابگاهي داداشش )..ناراحت بود حسابي .. هوس خواهرم شد يادش بخير شب عيد فطر دچار انفلوانز شده بودم ..نيمه شب ساعت دو از زور تب بالاي ولرز از خواب بيدار شدم .. ضعف وگرسنگي عجيبي بهم دسته بود ... بلند شدم ..دو تا سرفه زدم كه مثلا اين داداشهاي ما از خواب بيدار بشوند ...انگار نه انگار ما داريم تلف مي شويم ... پناه برديم به يخچال ... خشكم زده بود .نامردا اخر شبي يخچال رو خالي كرده بودند.. فقط... |
15/8/88 بعضي دوستان توصيه كردند مطالب تلخ ننويسم خوب براي تغيير ذائقه: هفته پيش پرستاران مجرد اورژانس رفته بودند امام رضا زيارت..از بد حادثه با يكي از پرستاران متاهل رفتند كه كلا ادم شوخ و همه چيز گو هست.از بد قضيه روز پاياني سفر ماشين از اپارتمان استيجاري براي رفتن به ايستگاه قطار پيدا نمي كنند ..كه اين خانم براشون يك وانت اجاره مي كنه وراهي مي شوند .. بدجنسي اين خانم گل مي كنه واز همه شون هنگام وانت سواري فيلم مي گيره ومياد تو اورژانس پخش مي كنه ..و داستان وانت ابي رنگ ميشه سوژه اذيت كردن اين 7 پرستار |
10/8/88 اخرين امار انفلوانزاي نوع اي دربيمارستان 12 مورد قطعي و يك مورد مرگ گرچه دو مورد مرگ مشكوك است ولي ازمايشات بيماري را تاييد نكرده اولين شهر ايران بوديم كه تمام مدارس تعطيل شدند  |
9/8/88 پيرمرد 70 ساله اي رو اورده بودند كه با دردقفسه سينه و تعريق سرد و سابقه عمل باي پس قلبي پيرمرد بيچاره گريان مي گفت ديشب پسرم با ما شام خورد مي خنديد و صبح رفته خودش رو با طناب از درخت دار زده ... دردناك بود ..پيرمرد جسم بي جان پسرش رو اويزان از درخت اويزان ديده بود  اين نوع خودكشي در مردان از زنان شايعتره گرچه زنان بيشتر با خوردن قرص تهديد به خودكشي مي كنند ولي مردان واقعا خودكشي مي كنند !! |
|