پيرمرد بعد از مواجه شدن با خانه خالي از وسايل دچار دردقفسه سينه شده بود
دزد به خانه اش زده ..
پسرش معتاد بود ..چندماه قبل باهاش درگير شده بود ..
تو اين سه ماه كه باخانمش رفته بودند روستا...ديروز اومده بود كه زمستان را درشهر زندگي كنند ..كه با خانه دزد زده برخورد مي كند
زن پيرزن گفت تو تابستان چند باز امدم خانه ولي متوجه كم شدن وسايل نشدم
مار در استينمون پرورش داده بوديم
