كلوب سامي يوسف::Sami Yusuf Farsi Club
براي ديدن مطالب سايت وارد شويد


Home­Calendar­پرسشهاي متداول­جستجو­Gallery­ثبت نام­ليست اعضا­ورود
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوعShare | 
 

 سلمان را بشناسيم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي Go down 
رفتن به صفحه : Previous  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  Next
نويسندهپيام
Sareh khoreshadi Zade
کاربر ویژه
کاربر ویژه


تعداد پستها: 471
تصویر:
Registration date: 2008-12-06

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Fri Dec 12, 2008 7:36 pm

8 صفر - درگذشت سلمان فارسى - سال 35 هجرى قمرى



سلمان فارسى از شخصيت‏هاى اسلامى بلندآوازه و از صحابه معروف پيامبراكرم(ص) است.

وى با اين كه ايرانى‏نژاد بود، در ميان عرب‏ها و مسلمانان حجاز كه غالباً عرب‏نژاد بودند، به مقامى رفيع و مرتبه‏اى بلند دست يافت.
در سال اول هجرى، هنگامى كه پيامبر اكرم(ص) ميان هر دو نفر از مسلمانان مهاجر و انصار پيمان برادرى برقرار نمود، ميان سلمان و ابودردا (عويمر بن ‏زيد) نيز عقد اخوت بست و در اين ماجرا به سلمان فرمود: يا سلمان أنت من أهل البيت و قد آتاك الله العلم الاوّل و الآخر و الكتاب الاوّل و الكتاب الآخر؛
اى سلمان، تو از اهل‏بيت ما هستى و خداى سبحان به تو دانش نخستين و واپسين را عنايت كرده است و كتاب اوّل (نخستين كتابى كه بر پيامبران الهى نازل شده بود) و كتاب آخر (قرآن مجيد) را به تو آموخته است.(1)

ابوالبحترى روايت كرد: از حضرت على(ع) درباره شخصيت سلمان فارسى پرسش شد، آن حضرت فرمود: تابع العلم الاوّل و العلم الآخر و لايدرك ما عنده؛
سلمان، به دست آورنده و پيروى كننده دانش نخست و دانش واپسين (يعنى تمامى معارف) بود و آن چه در نزد اوست، بر ديگران پنهان مانده است.(2)

سلمان ‏فارسى به حذيفة بن ‏يمان كه از دوستان وى بود، درباره دانش و معرفت، چنين سفارش كرد: يا أخا بنى‏عبس، انّ العلم كثير و العمر قصير فخذ من العلم ما تحتاج اليه فى أمر دينك ودع ما سواه فلا تعانه؛ اى برادر طايفه بنى‏عبس، بدان كه دانش، بسيار است و عمر انسان كوتاه، پس به مقدارى كه در امر دين‏ات به آن نياز دارى، به دست آور و مابقى را رهاكن و خود را در تحصيل آن به خستگى نينداز.(3)

از پيامبراكرم(ص) روايت شد: روح الأمين بر من نازل گرديد و به من گفت كه خداى متعال، چهار تن از صحابه مرا دوست دارد.

از آن حضرت پرسيدند: يا رسول‏الله(ص)، آن چهار تن كيانند؟

پيامبر(ص) فرمود: آنان عبارتند از: على، سلمان، ابوذر و مقداد.(4)



هم چنين قنبر از اميرمؤمنان(ع) و آن حضرت از پيامبر(ص) روايت كرد: آگاه باشيد كه بهشت برين، مشتاق چهار تن از ياران من است.
خداوند سبحان به من دستور داده است كه آنان را دوست داشته باشم.

در اين هنگام، تنى چند از صحابه مانند صهيب، بلال، طلحه، زبير، سعد بن ‏أبى ‏وقاص، حذيفه و عمار ياسر به پيامبر(ص) نزديك شده و از آن حضرت پرسيدند: اى پيامبر خدا(ص)! آن چهار تن كيانند؟ به ما نيز بشناسان تا ما هم آنان را دوست داشته باشيم.

پيامبر(ص) فرمود: اى عمار! تو همانى كه خداوند سبحان، شناخت منافقان را به تو عنايت كرد. اما آن چهار نفر عبارتند از:

اوّل: على‏ بن‏ ابى ‏طالب(ع)، دوّم: مقداد بن ‏اسود، سوّم: سلمان ‏فارسى و چهارم: ابوذر غفارى.(5)



مؤلف شهير " اُسد الغابة" ، زندگى‏نامه سلمان را از ابن ‏عباس به تفصيل نقل كرده است كه خلاصه آن چنين است: وى از اهالى روستاى "جى" از توابع اصفهان بود و پدرش دهقان تلاشگر و از پيروان دين زرتشت در اين روستا بود و به خاطر علاقه و محبت زياد به فرزندش سلمان، او را از كار باز مى‏داشت و خدمت‏كار آتشكده زرتشتيان نمود. اما سلمان با مسيحيان منطقه خود آشنا شد و به كيش مسيحيت درآمد. ولى با مخالفت شديد پدرش مواجه گرديد. پدرش براى جلوگيرى سلمان از پيوستن به مسيحيان، وى را در بند نمود و در خانه خويش زندانى كرد. سلمان از مسيحيان يارى جست و از بند و زندان پدر رها شد و به سوى شام هجرت كرد. در آن جا با مسيحيت آشنايى بيشترى پيدا كرد و در كنار اسقف شام به خدمت‏كارى اين دين پرداخت. پس از درگذشت بزرگ مسيحيان در شام، به موصل رفت و پس از مدتى به "عموريه" نقل مكان كرد و در اين مدت نيز به مسيحيت و مسيحيان خدمت مى‏كرد و هم درباره اين دين الهى، تحقيق و تفحص بيشترى به عمل مى‏آورد. پس از درگذشت بزرگ مسيحيان عموريه، به همراه گروهى از عرب‏هاى طايفه بنى‏كلب به شبه‏جزيره عربستان هجرت كرد و عرب‏ها ناجوانمردانه وى را در وادى‏القرى به مردى از يهود فروختند. مدتى نگذشته بود كه مردى از يهوديان بنى‏قريظه، او را از آن يهودى خريد و به همراه خود، به مدينه برد. سلمان، مدتى در اين شهر به خدمت‏كارى يهوديان پرداخت. تا اين كه با دعوت پيامبر(ص) آشنا گرديد و گمشده خود را در وجود شيرين پيامبر(ص) يافت.

وى، مسلمان شد و به فرمان رسول خدا(ص) با صاحب خود پيمان بست كه قيمت خود را پرداخت كند و آزاد گردد. مرد يهودى با وى عقد مكاتبه بست كه در قبال غرس سيصد نهال خرما و يك ديه كامل و چهل اوقيه طلا، وى را آزاد نمايد.

پيامبر اكرم(ص) و برخى از صحابه آن حضرت، وى را يارى كردند تا قيمت كامل خويش را به يهودى پرداخت كرد و طعم آزادى را بار ديگر چشيد و در زمره مسلمانان آزاد و ياران نزديك رسول خدا(ص) درآمد.

سلمان در سالى كه پيامبر(ص) ميان هر دو مسلمانان عقد اخوت بست، به عقد اخوت ابودرداء درآمد و در جنگ خندق، از طراحان اصلى جنگ بود و از آن بعد در تمامى جنگ‏هاى مسلمانان شركت نمود و حتى پس از رحلت رسول خدا(ص) در برخى از فتوحات اسلامى حضور فعال داشت.

وى پس از رحلت پيامبر(ص) به كوفه رفت و در آن جا مقيم گرديد. سرانجام در سال 35 هجرى قمرى در آخر خلافت عثمان و به قولى در اوّل سال 36 هجرى قمرى، بدرود حيات گفت.(6)

برخى از مورخان روز وفات سلمان را، هشتم صفر دانسته‏اند. اگر منظورشان صفر سال 35 قمرى باشد، پس وفاتش در آخرين سال خلافت عثمان‏ بن ‏عفان روى داده است. ولى اگر مرادشان صفر سال 36 قمرى باشد، دانسته مى‏شود كه وى در اوائل خلافت حضرت على(ع) زنده بود و حكومت مدائن را هم چون گذشته بر عهده داشت و پس از قريب به پنجاه روز از خلافت آن حضرت، در مدائن وفات يافت. حضرت على(ع) آن هنگام در مدينه ساكن بود و هنوز به كوفه مهاجرت نكرده بود. آن حضرت، در عالم غيب از مدينه به مدائن رفت و بر جنازه سلمان نماز خواند و وى را در همان مكان دفن نمود.

وى در مدائن وفات يافت و حضرت على(ع) در عالم معنى و غيب، خود را به مدائن رسانيد و او را غسل و كفن كرد و بر جنازه‏اش نماز خواند و در همان جا دفن نمود.



هم اكنون مرقد او زيارت‏گاه شيفتگان حقيقت و معرفت است.(7)


-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1. الرياض ‏النظرة (المحب الطبري)، ج1، ص 197 و سير أعلام ‏النبلاء (ذهبي)، ج1، ص 142
2. حلية الاولياء (ابونعيم اصفهاني)، ج1، ص 187
3. همان، ص 189
4. حلية الاولياء، ج1، ص 190 و الاستيعاب فى معرفة الاصحاب ( يوسف بن عبدالله)، ج2، ص 636
5. تاريخ ‏دمشق، ج60، ص 177
6. اسد الغابة فى معرفة الصحابه (ابن اثير)، ج2، ص 328؛ رجال حول الرّسول (خالد محمد خالد)، ص 61
7. نك: نفس الرحمن فى فضائل سلمان(ع) (نوري طبرسي)؛ سلمان‏الفارسى (عبدالله السّبيتي)؛ الاستيعاب فى معرفة الاصحاب،ج2، ص634؛ رجال ‏حول ‏الرسول، ص61؛ اسد الغابة فى معرفة الصحابه، ج2، ص328 و ألاصابة (ابن حجر عسقلاني)، ج2، ص 113

_________________
این وبسایت روستای ماست به روستای ما سربزنید:

www.khorashad.com
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي http://wwww.khorashad.com
hoveyze
میزبان
میزبان


Male
تعداد پستها: 2182
Location: tehran
Registration date: 2008-02-21

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sat Dec 13, 2008 12:49 am

راستش وقت نکردم این همه رو بخونم Sad ، اما حتما بعدا می خونم ....


ساره خانم یک پیشنهاد : اگر میشه این هم مطلب زیبا رو یواش یواش بذارید تا وقت بشه بخونیم

خیلی ممنون :091:

_________________
کوچکترین بنده خدا هویزه
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
Sareh khoreshadi Zade
کاربر ویژه
کاربر ویژه


تعداد پستها: 471
تصویر:
Registration date: 2008-12-06

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sat Dec 13, 2008 12:14 pm

باشه چشم آقا هویزه.... :13:
اما به این علت همه رو با هم نوشتم چون مثل یک داستان دنباله دار بود اگه نمی نوشتم ناقص بود study
اما بازم سعی خودم رو میکنم
اما این نوشته ها جایی نمیره وگمم نمیشن هروقت بخواین هست آقا هویزه تا هر وقت خواستین بخونیدشون lol!

_________________
این وبسایت روستای ماست به روستای ما سربزنید:

www.khorashad.com
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي http://wwww.khorashad.com
شب بو
کاربر برگزیده ماه
کاربر برگزیده ماه


Female
تعداد پستها: 1119
Location: IRIRAN
Registration date: 2008-08-03

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Jan 18, 2009 8:47 pm

پیشگویی سلمان از واقعه کربلا

هنگامی که سلمان به مدائن می رفت در میان راه به یکی از همراهان گفت : سرزمینی که در آن هستیم چه نام دارد ؟
گفتند : نام این سرزمین کربلاست .
سلمان آهی کشید و فرمود : آری ! این محل کشته شدن برادران من است . اینجا محل خیمه ها و باراندازهای آن هاست و در آن قسمت شتران آن ها به استراحت خواهند پرداخت . افسوس ! افسوس در این جا خون های پاکشان را خواهند ریخت ؛ بهترین پیشینیان در اینجا کشته شده اند و بهترین آیندگان نیز همین جا کشته می شوند .
پس از اندکی توقف ، حرکت کرد تا به نزدیک کوفه رسید . باز پرسید : اینجا را چه می گویند ؟
گفته شد : " حروراء ".
فرمود : آری ، اینجاست که بدترین امت های گذشته خروج کرده اند و بدترین افراد این امت از اینجا خروج خواهند کرد (اشاره به خوارج نهروان که بر ضد علی ع شورش کردند ) .
و چون به کوفه رسید ، فرمود : اینجا نشانه اسلام است . شاید اشاره سلمان به حضور حضرت علی (ع) در کوفه و برقراری حکومت اسلامی در آن سرزمین بوده است .

_________________
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
شب بو
کاربر برگزیده ماه
کاربر برگزیده ماه


Female
تعداد پستها: 1119
Location: IRIRAN
Registration date: 2008-08-03

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Jan 18, 2009 8:52 pm

بشارت سلمان به زهیر

زهیر بن قین (که در راه کربلا به کاروان امام حسین ع ملحق شد) می گوید :
ما همزمان با بیرون آمدن امام حسین (ع) از مکه به طرف کوفه می آمدیم و نمی خواستیم که با کاروان امام ، در یک منزلگاه توقف کنیم . هر وقت امام حرکت می کرد ما می ایستادیم و هر جا که او منزل می کرد ما به راه ادامه می دادیم . در یکی از منزلگاه ها بین حجاز و عراق مشغول صرف غذا بودیم که ناگهان فرستاده ی امام حسین (ع) وارد شد و سلام کرد و رو به من گفت :
" امام تو را طلبیده است . "
زهیر اندکی تامل کرد ، زنش به وی گفت : سبحان الله ای زهیر ! در مقابل دعوت فرزند پیامبر درنگ می کنی ؟!
زهیر برخاست و رفت . پس از مدتی شاد و خندان برگشت و گفت : در صف یاران حسین (ع) قرار گرفتم .
آنگاه در توضیح این موضعگر جدید گفت :
به جنگ با رومیان که رفته بودیم ، غنایم بسیای بدستمان رسید ؛ سلمان با من بود و پرسید : آیا از این غنیمت ها خشنودی ؟
گفتم : چطور ؟
گفت : پس چه قدر خوشحال خواهی شد آنگاه که سید جوانان آل محمد (ص) امام حسین (ع) را درک کنی و در رکابش جهاد کنی ! نبرد در رکاب او ، سعادت دنیا و آخرت است .
سپس زهیر از اطرافیان و خانواده اش جدا شد و به سوی امام حسین (ع) برای جنگ در راه خدا شتافت .

_________________
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
hoveyze
میزبان
میزبان


Male
تعداد پستها: 2182
Location: tehran
Registration date: 2008-02-21

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Jan 18, 2009 10:45 pm

شب بو نوشته است:
پیشگویی سلمان از واقعه کربلا

هنگامی که سلمان به مدائن می رفت در میان راه به یکی از همراهان گفت : سرزمینی که در آن هستیم چه نام دارد ؟
گفتند : نام این سرزمین کربلاست .
سلمان آهی کشید و فرمود : آری ! این محل کشته شدن برادران من است . اینجا محل خیمه ها و باراندازهای آن هاست و در آن قسمت شتران آن ها به استراحت خواهند پرداخت . افسوس ! افسوس در این جا خون های پاکشان را خواهند ریخت ؛ بهترین پیشینیان در اینجا کشته شده اند و بهترین آیندگان نیز همین جا کشته می شوند .
پس از اندکی توقف ، حرکت کرد تا به نزدیک کوفه رسید . باز پرسید : اینجا را چه می گویند ؟
گفته شد : " حروراء ".
فرمود : آری ، اینجاست که بدترین امت های گذشته خروج کرده اند و بدترین افراد این امت از اینجا خروج خواهند کرد (اشاره به خوارج نهروان که بر ضد علی ع شورش کردند ) .
و چون به کوفه رسید ، فرمود : اینجا نشانه اسلام است . شاید اشاره سلمان به حضور حضرت علی (ع) در کوفه و برقراری حکومت اسلامی در آن سرزمین بوده است .


خیلی ممنون ... تا حالا نخونده بودمش

_________________
کوچکترین بنده خدا هویزه
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
tahere
میزبان
میزبان


Female
تعداد پستها: 4238
Location: iran
Registration date: 2007-08-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Wed Jun 17, 2009 12:14 am

صحابي از نظر سلمان



ابو البختری می گوید : اشعث بن غیس و جریر بن عبدالله بجلی در یکی از نواحی مدائن بر سلمان وارد شدند وبر او سلام کردند و گفتند :

تو سلمان هستی ؟

گفت : آری

گفتند تو صحابی رسول خدایی ؟

گفت : نمی دانم .

آن دو شک کردند گفتند : مبادا او کسی که ما می خواهیم نباشد .

سلمان به آن دو گفت : من همان کسی هستم که شما می خواهید پیامبر صلی الله علیه وآله را دیده ام وبا او همنشین بوده ام اما بدانید صحابی او کسی است که با او وارد بهشت می شود .


توضیح :

سلمان تفاوت آشکاری بین کسی که رسول خدا صلی الله علیه وآله را دیده و با او همنشین بوده و بین صحابی و انیس آن حضرت قائل است چه کافر ومنافق هم رسول خدا صلی الله علیه وآله را دیده و با او سخن گفته است تا چه رسد به کسی که عمل صالح را با عمل بد در هم آمیخته است اما صحابی رسول خدا صلی الله علیه وآله که به او دل می بندد و در کنار او آرام می گیرد تنها کسی است که اعمال نیک اورا به طور یکسان در دنیا وآخرت شایسته صحابی بودن کرده است


منبع : حلیه الا ولیا ج 1 ص 201
تهذیب تاریخ دمشق ج 6
کتاب سلمان فارسی - علامه سید جعفر مرتضی عاملی
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
hoveyze
میزبان
میزبان


Male
تعداد پستها: 2182
Location: tehran
Registration date: 2008-02-21

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Fri Jun 19, 2009 4:33 pm

tahere نوشته است:
صحابي از نظر سلمان





ابو البختری می گوید : اشعث بن غیس و جریر بن عبدالله بجلی در یکی از نواحی مدائن بر سلمان وارد شدند وبر او سلام کردند و گفتند :

تو سلمان هستی ؟

گفت : آری

گفتند تو صحابی رسول خدایی ؟

گفت : نمی دانم .

آن دو شک کردند گفتند : مبادا او کسی که ما می خواهیم نباشد .

سلمان به آن دو گفت : من همان کسی هستم که شما می خواهید پیامبر صلی الله علیه وآله را دیده ام وبا او همنشین بوده ام اما بدانید صحابی او کسی است که با او وارد بهشت می شود .


توضیح :

سلمان تفاوت آشکاری بین کسی که رسول خدا صلی الله علیه وآله را دیده و با او همنشین بوده و بین صحابی و انیس آن حضرت قائل است چه کافر ومنافق هم رسول خدا صلی الله علیه وآله را دیده و با او سخن گفته است تا چه رسد به کسی که عمل صالح را با عمل بد در هم آمیخته است اما صحابی رسول خدا صلی الله علیه وآله که به او دل می بندد و در کنار او آرام می گیرد تنها کسی است که اعمال نیک اورا به طور یکسان در دنیا وآخرت شایسته صحابی بودن کرده است


منبع : حلیه الا ولیا ج 1 ص 201
تهذیب تاریخ دمشق ج 6
کتاب سلمان فارسی - علامه سید جعفر مرتضی عاملی


خیلی خیلی زیبا بود ... کلی لذت بردم ... Smile

سلمان شدن خیلی سخـــــــته !!!! Sad

_________________
کوچکترین بنده خدا هویزه
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
Najmeh Renik
میزبان
میزبان


Female
تعداد پستها: 3048
Age: 26
Location: Tehran
Registration date: 2008-10-29

Character sheet
بروبکس: 10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Jun 21, 2009 8:28 pm

بسیار سپاسگزار طاهره خانم ،
کاش در این دوران 313 سلمان داشتیم

_________________
حقيقت چيزي نيست که نوشته مي‌شود .. آن چيزي است که سعي مي‌شود پنهان بماند!
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي http://hadithenaroney.mihanblog.com
tahere
میزبان
میزبان


Female
تعداد پستها: 4238
Location: iran
Registration date: 2007-08-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Jun 21, 2009 11:04 pm

Renik نوشته است:
بسیار سپاسگزار طاهره خانم ،
کاش در این دوران 313 سلمان داشتیم

این بقیةالله...
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
tahere
میزبان
میزبان


Female
تعداد پستها: 4238
Location: iran
Registration date: 2007-08-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sat Jan 02, 2010 2:45 am

چندی پیش در کتاب زندگانی امام حسین ع به مطلب جالبی برخوردم که برای شما هم می نویسم . این مطلب علاوه بر این کتاب از منابع : تاریخ گزیده حمدلله مستوفی و نامه دانشوران ج 7 صفحه 15 و نفس الرحمن تالیف میرزا حسین نوری طبرسی نقل شده است

نامه ای بخط علی بن ابیطالب درباره سلمان باقی مانده است که در تاریخ اسلام مانند چراغی می درخشد و بسیاری از حقایق و مسائل را برای ما روشن می کند . این نامه به دستور رسول خدا نوشته شده است و در واقع وصیت نامه ی اوست که در آن از سلمان سخن گفته است .

اینک متن نامه :

"این نامه ای است از محمد بن عبدلله رسول الله :
آندم که سلمان از او خواست تا سفارش او را برای برادرش ماهاد بن فرخ بنویسد . سفارش در حق او و خاندان او و فرزندان او ، نسل به نسل و هر آنکسی که از خانواده او اسلام آورده و بر دین خود باقی مانده است .
سلام بر شما می فرستم و ستایش خدایی می کنم که به من فرمان داده است تا بگویم خدایی جز او نیست و شریکی ندارد . این را می گویم و مردم را هم بدین راستی می خوانم . مردم آفریده ی خدا هستند و باید تنها از او فرمان برند و نه دیگری. این اوست که آنها را افریده و اوست که به حیاتشان پایان میدهد و اوست که دوباره آنها را زنده می کند . بازگشت همه بسوی اوست .
هر چیزی از میان می رود و هر گونه هستی به نیستی می گراید و هر جانداری شربت مرگ می نوشد . تنها آنان که بخدا و پیامبرش ایمان آوردند رستگار می مانند . هر کس بر کیش و آیین خود می تواند باقی بماند و در دین و آیین کسی هیچگونه اجبار و الزامی نیست .
این نامه برای خانواده سلمان است . آنها که در امان و پیمان خدا و رسولش هستند و جان آنها و دارایی آنها را هر جا که سکونت داشته باشند چه در دشتستان و یا کوهستان . خواه در چراگاهها یا چشمه سارها ، در امان هستند . نباید بر آنها هیچ گونه ستم و بیدادگری شود و بر آنان هرگز فشار و سختی نباید وارد آید .
هر کس این نامه ی مرا می خواند خواه مرد با ایمان باشد یا زن با ایمان باید به سلمان خاندان او احترام گذارد و آنها را حفظ کند و هیچگاه گزند و آسیبی به آنان نرسد . همه باید بدانند که من او را و خاندان او را از هر گونه باج و ساو و خراج و جزیه معاف کرده ام . اگر او یا یکی از افراد خانواده ی او نیازی پیدا کرد همه باید بی نیازشان کنند . اگر کمکی خواست یاریشان نمایند . اگر بدی و ناروایی از انها دیدند ببخشایندشان و اگر بحقوق آنها تجاوزی دیدند از انها دفاع کنند
انها حق دارند که هر سال یکصد حُله در ماه رجب و یکصد حُله در عید رمضان از بیت المال مسلمانان بگیرند . چنین حقی را سلمان پیدا کرده است زیرا سلمان بر بیشتر از مسلمانان برتری و فضل دارد و بر من وحی الهی نازل گشته که بهشت به سلمان بیشتر اشتیاق دارد تا سلمان به بهشت . این مرد طرف اطمینان و اعتماد من است . مورد وثوق من است و او پرهیزکار است و پند دهنده روسل خدا و همه مسلمانان . او جزو خانواده من است . هیچ کس با این وصیت من نباید مخالفت کند . همه باید به سلمان و افراد خانواده او نیکوکاری و محبت کنند . و هر کس که با این وصیت نامه مخالفت کند لعنت خدا تا روز رستاخیز بر او خواهد بود . هر کس به آنها اکرام و احسان کند بمن کرده است و نزد خدا اجر و ثواب بسیار می برد . اگر کسی به او آزار برساند گویی بمن آزار و آسیبی رسانده است و من دشمن او خواهم بود . مجازات او آتش جهنم می شود و من نسبت به چنین کسی ذمه ای نخواهم داشت . درود بر شما "

این وصیت نامه را علی بن ابیطالب بدستور پیامبر اکرم در رجب سال نهم هجری نوشته است . سلمان .و اباذر و عمار و بلال و مقداد و جمعی دیگر از مسلمانان بر آن شهادت داده اند .
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
https
مدیر کلوب
مدیر کلوب


تعداد پستها: 2652
Age: 26
Location: iran
تصویر:
Registration date: 2008-03-07

Character sheet
بروبکس: 2

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sat Jan 02, 2010 2:54 am

tahere نوشته است:
چندی پیش در کتاب زندگانی امام حسین ع به مطلب جالبی برخوردم که برای شما هم می نویسم . این مطلب علاوه بر این کتاب از منابع : تاریخ گزیده حمدلله مستوفی و نامه دانشوران ج 7 صفحه 15 و نفس الرحمن تالیف میرزا حسین نوری طبرسی نقل شده است

نامه ای بخط علی بن ابیطالب درباره سلمان باقی مانده است که در تاریخ اسلام مانند چراغی می درخشد و بسیاری از حقایق و مسائل را برای ما روشن می کند . این نامه به دستور رسول خدا نوشته شده است و در واقع وصیت نامه ی اوست که در آن از سلمان سخن گفته است .

اینک متن نامه :

"این نامه ای است از محمد بن عبدلله رسول الله :
آندم که سلمان از او خواست تا سفارش او را برای برادرش ماهاد بن فرخ بنویسد . سفارش در حق او و خاندان او و فرزندان او ، نسل به نسل و هر آنکسی که از خانواده او اسلام آورده و بر دین خود باقی مانده است .
سلام بر شما می فرستم و ستایش خدایی می کنم که به من فرمان داده است تا بگویم خدایی جز او نیست و شریکی ندارد . این را می گویم و مردم را هم بدین راستی می خوانم . مردم آفریده ی خدا هستند و باید تنها از او فرمان برند و نه دیگری. این اوست که آنها را افریده و اوست که به حیاتشان پایان میدهد و اوست که دوباره آنها را زنده می کند . بازگشت همه بسوی اوست .
هر چیزی از میان می رود و هر گونه هستی به نیستی می گراید و هر جانداری شربت مرگ می نوشد . تنها آنان که بخدا و پیامبرش ایمان آوردند رستگار می مانند . هر کس بر کیش و آیین خود می تواند باقی بماند و در دین و آیین کسی هیچگونه اجبار و الزامی نیست .
این نامه برای خانواده سلمان است . آنها که در امان و پیمان خدا و رسولش هستند و جان آنها و دارایی آنها را هر جا که سکونت داشته باشند چه در دشتستان و یا کوهستان . خواه در چراگاهها یا چشمه سارها ، در امان هستند . نباید بر آنها هیچ گونه ستم و بیدادگری شود و بر آنان هرگز فشار و سختی نباید وارد آید .
هر کس این نامه ی مرا می خواند خواه مرد با ایمان باشد یا زن با ایمان باید به سلمان خاندان او احترام گذارد و آنها را حفظ کند و هیچگاه گزند و آسیبی به آنان نرسد . همه باید بدانند که من او را و خاندان او را از هر گونه باج و ساو و خراج و جزیه معاف کرده ام . اگر او یا یکی از افراد خانواده ی او نیازی پیدا کرد همه باید بی نیازشان کنند . اگر کمکی خواست یاریشان نمایند . اگر بدی و ناروایی از انها دیدند ببخشایندشان و اگر بحقوق آنها تجاوزی دیدند از انها دفاع کنند
انها حق دارند که هر سال یکصد حُله در ماه رجب و یکصد حُله در عید رمضان از بیت المال مسلمانان بگیرند . چنین حقی را سلمان پیدا کرده است زیرا سلمان بر بیشتر از مسلمانان برتری و فضل دارد و بر من وحی الهی نازل گشته که بهشت به سلمان بیشتر اشتیاق دارد تا سلمان به بهشت . این مرد طرف اطمینان و اعتماد من است . مورد وثوق من است و او پرهیزکار است و پند دهنده روسل خدا و همه مسلمانان . او جزو خانواده من است . هیچ کس با این وصیت من نباید مخالفت کند . همه باید به سلمان و افراد خانواده او نیکوکاری و محبت کنند . و هر کس که با این وصیت نامه مخالفت کند لعنت خدا تا روز رستاخیز بر او خواهد بود . هر کس به آنها اکرام و احسان کند بمن کرده است و نزد خدا اجر و ثواب بسیار می برد . اگر کسی به او آزار برساند گویی بمن آزار و آسیبی رسانده است و من دشمن او خواهم بود . مجازات او آتش جهنم می شود و من نسبت به چنین کسی ذمه ای نخواهم داشت . درود بر شما "

این وصیت نامه را علی بن ابیطالب بدستور پیامبر اکرم در رجب سال نهم هجری نوشته است . سلمان .و اباذر و عمار و بلال و مقداد و جمعی دیگر از مسلمانان بر آن شهادت داده اند .


واقعا جالب بود دستتون درد نکنه

_________________

open your eyes to see people are like the rainbow

فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ


بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي http://heerad.com
Mahdieh
مدیر کلوب
مدیر کلوب


Female
تعداد پستها: 1861
Location: Iran/Tehran
تصویر:
Registration date: 2007-07-31

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sat Jan 02, 2010 12:29 pm

خیلی جالب بود. ممنون
یه سوال برام پیش اومد: چرا همچین نامه ای که مقام سلمان فارسی، مردی از سرزمین مارو نشون می ده جایی درج نشده و کسی ازش حرفی نمی زنه؟
به نظرتون عجیب نیست؟

_________________


در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند، و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست. دکتر شریعتی
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
tahere
میزبان
میزبان


Female
تعداد پستها: 4238
Location: iran
Registration date: 2007-08-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Jan 03, 2010 3:14 am

Mahdieh نوشته است:
خیلی جالب بود. ممنون
یه سوال برام پیش اومد: چرا همچین نامه ای که مقام سلمان فارسی، مردی از سرزمین مارو نشون می ده جایی درج نشده و کسی ازش حرفی نمی زنه؟
به نظرتون عجیب نیست؟

من دقیقا پاسخ این سوال رو نمی دونم اما مطالبی رو می نویسم که شاید به سوال شما مربوط باشه
کتاب زندگانی امام حسین نوشته اقای رهنما چون بیشتر مطالبش بر طبق تاریخ طبری است امروزه فاقد سندیت می دونن . البته اینکه تاریخ طبری که قدیمترین کتاب است فاقد ارزش بدونیم خودش حرف دیگه ایه
در مورد منابعی که ذکر شد :کتاب نفس الرحمن فی فضائل سلمان نوشته میرزا حسین نوری طبرسی (که ایشون پدر همسر شهید شیخ فضل الله نوری و صاحب اثار ارزشمندی هستند)این کتاب (نفس الرحمن ) به زبان عربی موجود هست یعنی من ترجمه فارسی ازش پیدا نکردم
گاهی کم کاری از خود ماست .
چندی پیش مطلبی در مورد کتاب های ارزشمند دانشمندان ایرانی راجع به علم نجوم می خوندم شاید براتون جالب باشه که بیشتر این کتابها به زبان عربی است و اون دسته از کتبی که به زبانهای دیگر برگردانده شده به وسیله محققین اروپایی با قبول زحمت اموختن زبان عربی بوده .
...گاهی کم کاری از خود ماست
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
tahere
میزبان
میزبان


Female
تعداد پستها: 4238
Location: iran
Registration date: 2007-08-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Jan 24, 2010 1:53 am

-پیامبر به تمام یارانش علاقه داشت، ولی نظرش نسبت به بعضی به گونهای خاص بود، آنچنان که فرمود:
إنّ الله عزّوجلّ أمرنی بحب اربعة،
فقلنا: یا رسولالله مَن هم؟ سمهم لنا، فقال:
علیٌّ منهم و سلمان و ابوذر و المقداد و أمرنی بحبّهم، و أخبرنی أنّه بحبّهم؛
خداوند مرا فرمان ﴿دستور﴾ داده تا چهار نفر را دوست بدارم، پرسیدیم آنان کیانند؟ ﴿آنان کیستند؟﴾ پیامبر فرمود: علی و سلمان و ابوذر و مقداد.

( شیخ صدوق، الخصال، ج 1، ص 253.)
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
 

سلمان را بشناسيم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 6 از 7رفتن به صفحه : Previous  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  Next

Permissions of this forum:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
كلوب سامي يوسف::Sami Yusuf Farsi Club ::  مسجد :: مسجد-
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع