كلوب سامي يوسف::Sami Yusuf Farsi Club
براي ديدن مطالب سايت وارد شويد


Home­Calendar­پرسشهاي متداول­جستجو­Gallery­ثبت نام­ليست اعضا­ورود
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوعShare | 
 

 سلمان را بشناسيم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي Go down 
رفتن به صفحه : Previous  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  Next
نويسندهپيام
lum lam
یار
یار


تعداد پستها: 147
Registration date: 2008-09-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sat Sep 13, 2008 9:49 pm

شب بو جان مرسي Smile
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
شب بو
کاربر برگزیده ماه
کاربر برگزیده ماه


Female
تعداد پستها: 1119
Location: IRIRAN
Registration date: 2008-08-03

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sat Sep 13, 2008 10:30 pm

lum lam نوشته است:
شب بو جان مرسي Smile


خواهش می کنم عزیزم Very Happy

_________________
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
hoveyze
میزبان
میزبان


Male
تعداد پستها: 2182
Location: tehran
Registration date: 2008-02-21

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Sep 14, 2008 1:19 am

جبرئيل از جانب خداى متعال به پيامبر امر مى كرد كه به سلمان سلام برساند

_________________
کوچکترین بنده خدا هویزه
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
hoveyze
میزبان
میزبان


Male
تعداد پستها: 2182
Location: tehran
Registration date: 2008-02-21

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Sep 14, 2008 12:35 pm

سلام بر رهروان حق

لقمان حكيم گرچه پيامبر نبود، اما با رفتار و گفتار الهى در راه پيامبران الهى گام برداشت و به درجه اى رسيد كه قرآن وى را معرفى كرد و سوره اى از قرآن به نام اوست. على بن ابى طالب(عليه السلام) سلمان فارسى را نظير لقمان حكيم دانسته و فرمودند: «سلمانُ الفارسى كلقمان الحكيم»; سلمان فارسى همانند لقمان حكيم است.

_________________
کوچکترین بنده خدا هویزه
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
شب بو
کاربر برگزیده ماه
کاربر برگزیده ماه


Female
تعداد پستها: 1119
Location: IRIRAN
Registration date: 2008-08-03

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sun Sep 14, 2008 3:53 pm

سلمان و حکومت مدائن

مدائن یکی از شهرهای سرسبز و خرم پایتخت ساسانیان در ایران بود که به دست مسلمانان فتح شد . خلیفه ی دوم ، با مشورت حضرت علی (ع) سلمان را ( پس از حذیقه بن یمان ) حاکم مدائن قرار داد .
شاید دلیل انتخاب ، همزبانی سلمان با مردم این شهر بود و مردم پارسی زبان آن جا ، با یک حاکم ایرانی الاصل بهتر می توانستند کار کنند و نام سلمان برای ایرانیان ، تا اندازه ای آشنا بود .
وقتی خبر یافتند که سلمان به حکمرانی مدائن منصوب شده و قرار است به آن دیار بیاید ، برای استقبال از والی جدید در بیرون شهر تجمع کردند . ناگهان پیرمردی را دیدند که تنها بر مرکبی سوار است و به سوی آنان می آید ، مردم چون او را نمی شناختند پرسیدند : آیا صحابی پیامبر (ص) و امیر و حاکم جدید مدائن را در راه ندیدی ؟
او گفت : امیر و حاکم را ندیدم اما اگر سلمان را می خواهید من هستم .
این چنین ساده و بی آلایش وارد شهر شد و حکومت را به دست گرفت و بر دل ها حکومت کرد .
سلمان در ایام حکومت خود ، بیت المال را صرف مردم می کرد و حتی حقوق شخصی خویش را نیز به نفع جامعه و نیازمندان خرج می کرد . زندگی ساده و روش مردمی سلمان ، بر محبوبیت او می افزود و این گونه رفتار ، طبیعتا انتقادی غیر مستقیم از شیوه ی کسانی بود که در حکومت ، به سود شخصی می اندیشیدند و در سایه ی امکانات به دست آمده از یبت المال ، به وضع خود سر و سامان بخشیده و زندگی راحتی برای خود فراهم می کردند .
سلمان در ایام حاکمیت ، هرگز به واسطه ی قدرت و ریاست از مسیر تواضع و حق گرایی دور نشد و فراموش نمی کرد که همیشه عبد و بنده ی خداست .



وفات سلمان

یکی از خصوصیات انسان های کامل و اولیای مقرب درگاه خداوند ، این است که گاهی از حوادث غیبی مطلع می شوند و از نزدیک شدن زمان مرگ خویش با خبر می گردند . سلمان یکی از این چهره هاست .
وقتی سلمان در مدائن مریض شد ، روز به روز بیماریش شدت می یافت و کم کم یقین پیدا می کرد که فرصت های آخر زندگیش را می گذراند ؛ و باید آماده ی هجرت بزرگ به سوی پروردگارش باشد .
در آخرین لحظات و در آستانه ی جدایی جان از تن ، شخصی به عیادتش آمد و از سلمان پرسید : چرا گریه می کنی ؟ در صورتی که پیامبر (ص) هنگام وفات ، از تو راضی بود !
سلمان جواب داد : به خدا سوگند گریه ام از ترس مرگ یا طمع به دنیا نیست ، بلکه به خاطر توصیه ی پیامبر (ص) است که فرمود : باید نصیب هر یک از شما از دنیا ، هم چون ره توشه ی یک مسافر باشد . اینک من در حالی از دنیا می روم که در اطرافم این همه وسایل است ؛ در حالی که در کنارش فقط آفتابه ای بود و کاسه ای .
زاذان که آن هنگام در خدمت سلمان بود پرسید : چه کسی شما را غسل می دهد ؟
سلمان گفت : همان کسی که پیامبر (ص) را غسل داد .
زاذان با تعجب گفت : اما او در مدینه است و شما در مدائن ، چگونه ممکن است شما را غسل دهد ؟
سلمان پاسخ داد : همین که چانه ام را بستی ، صدای پای او را می شنوی ، رسول خدا (ص) مرا از این امر آگاه کرده است ...
زاذان می گوید : همین که روح پاک سلمان از این جهان رخت بر بست و چانه اش را بستم ، جلو درب خانه آمدم و دیدم حضرت علی (ع) و قنبر از اسب پیاده شدند .
حضرت پرسید : سلمان وفات کرد ؟
گفتم : آری ...
حضرت علی (ع) روپوش را از روی سلمان که لبخندی به چهره اش نقش بسته بود ، برداشت و گفت : خوشا به حالت !
ای اباعبدا.. ( کنیه ی سلمان ) هنگامی که به حضور پیامبر (ص) رسیدی به او بگو که با من چه کردند ... سپس حضرت علی (ع) ، سلمان را آماده ی دفن نمود و پس از تکفین ، با تکبیری بلند بر او نماز خواند .

پایان



برگرفته شده از کتاب : آشنایی با فرزندان و یاران چهارده معصوم (ع)
مولف : احمد امیری پور

_________________
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
hoveyze
میزبان
میزبان


Male
تعداد پستها: 2182
Location: tehran
Registration date: 2008-02-21

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Mon Sep 15, 2008 6:58 am

سلام بر رهروان حق


تنها، كار با اخلاص و تقواست كه پذيرفته مى شود و آسمانى و ماندگار مى گردد. كارهاى سلمان فارسى چنين بود. ابو امامه گفته است: روزى پيامبر خدا به آسمان مى نگريست، عرض كرديم: اين نگاه براى چيست اى رسول خدا؟ فرمود: «رأيتُ ملَكاً عرج بعمَلِ سلمانَ»; ديدم فرشته اى عمل سلمان را بالا مى برد. اين گفتار نبوى سند پاكى سلمان و معراج اعمال او و الهى بودن رفتار اوست.

_________________
کوچکترین بنده خدا هویزه
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
tahere
میزبان
میزبان


Female
تعداد پستها: 4238
Location: iran
Registration date: 2007-08-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Tue Sep 16, 2008 1:10 am

رو کرد به اصحاب خویش و فرمود : "کدامیک از شما تمام روزها را روزه می دارید ؟"
اصحاب نگاهی به هم کردند . سلمان آرام گفت : " یا رسول الله ! من ."
یکی از آن میان گفت : ای سلمان ! تو را اکثر روزها دیده ام که غذا می خوری !
سلمان فرمود :" چنان که تو گمان کرده ای نیست ؛ بلکه در هر ماه سه روز ان را روزه می گیرم و خداوند فرموده : هر که یک عمل خوبی را انجام دهد ، ده برابر آن ثواب داده می شود ؛ و از طرفی هم روزه ی ماه شعبان را به رمضان وصل می کنم و هر که چنین کند ، ثواب تمام دهر را دارد ."
رسول خدا به آن مرد فرمود :" تو را با شبه لقمان حکیم چکار که به او اعتراض می کنی ؟! از او بپرس که به تو پاسخ دهد ."

شیخ صدوق . به نقل از امام جعفر صادق ع

سنن النبی
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
lum lam
یار
یار


تعداد پستها: 147
Registration date: 2008-09-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Tue Sep 16, 2008 11:22 pm

هويزه جان و طاهره خانوم ممنون از گذاشتن مطالب ارزشمندتون و آگاهي دادنتون حداقل من!
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
hoveyze
میزبان
میزبان


Male
تعداد پستها: 2182
Location: tehran
Registration date: 2008-02-21

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Wed Sep 17, 2008 7:06 am

خداى متعال سلمان را دوست داشت و به پيامبرش وحى كرد و فرمان داد وى را دوست بدارد

از پذيرش خلافت ابوبكر امتناع كرد و با حكومت وى مخالفت نمود و امام على(عليه السلام) را بر وى مقدّم داشت و در كنار منبر پيامبر در روز جمعه به ابوبكر اعتراض كرد و باپرسش هاى پى در پى وى را مورد مؤاخذه قرار داد. امام على(عليه السلام)نيز در احتجاج بر ابوبكر و گفتوگو و مناشده با وى از آن ياد نمودند

_________________
کوچکترین بنده خدا هویزه
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
hoveyze
میزبان
میزبان


Male
تعداد پستها: 2182
Location: tehran
Registration date: 2008-02-21

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Thu Sep 25, 2008 7:06 am

سلام بر رهروان حق

خیلی خیلی زیباست ، حتما بخوانید


فروتنی سلمان فارسی

آورده اند كه سلمان فارسی، رضی الله عنه ، در شهری از شهرهای شام امیر بود و عادت و سیرت او در ایام امارت و موسم ولایت هیچ تفاوت نكرده بود، بلكه پیوسته گلیم پوشیدی و پیاده رفتی و اسباب خانه خود را تكفل كردی.
یك روز در میان بازار می رفت؛ مردی را دید اَسپِست( یونجه) خریده بود و در راه نهاده، و كسی را طلب می كرد كه به بیگار بگیرد. ناگاه سلمان فارسی به آنجا رسید؛ مرد او را نشناخت، و به بیگار گرفت، و او را بر پشت او نهاد. سلمان آن را هیچ امتناع نكرد، و همچنان می رفت تا او را در راه مردی پیش آمد، و گفت: " ای امیر! این را به كجا می بری؟" آن مرد چون بدانست كه او سلمان است در پای او افتاد، و دست او بوسه می داد و گفت:" ای امیر! مرا در حِل كن ( حلال كن)، ندانستم":
نشناختمت به چشم معنی عیبم مكن ، الغریب اَعمی( غریب كور است)
اكنون بار از سر مبارك بردار، تا خاك قدم تو توتیای دیده سازم. سلمان عذر او قبول كرد- و این كار از جمله تواضع او بود- و گفت:" قبول كرده ام كه این بار به خانه تو رسانم، مرا از عهده خود برون باید آمد."( یعنی من باید به پیمان خود وفا كنم.)
از عهده عهد اگر برون آید مرد از هر چه گمان بری فزون آید مرد
پس سلمان آن بار به خانه او رسانید، و گفت: اكنون من عهد خود وفا كردم، اكنون تو عهد كن تا هیچ كس را به بیگار نگیری، و متیقن باش كه برداشتن آنچه بدان محتاج باشی، در كمال تو نقصان نیفكند و در مروت تو قادح نیاید.( یعنی به مردانگی تو آسیب نرساند.)
منبع : جوامع الحكایات

_________________
کوچکترین بنده خدا هویزه
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
Ata
میزبان
میزبان


تعداد پستها: 840
Location: Iran
Registration date: 2008-05-04

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Thu Sep 25, 2008 3:14 pm

ممنون. خيلي زيبا بود.
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
شب بو
کاربر برگزیده ماه
کاربر برگزیده ماه


Female
تعداد پستها: 1119
Location: IRIRAN
Registration date: 2008-08-03

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Thu Sep 25, 2008 5:40 pm

خونده بودم قبلا lol!
ولی قشنگ بود دست گلت درد نکنه Wink

_________________
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
tahere
میزبان
میزبان


Female
تعداد پستها: 4238
Location: iran
Registration date: 2007-08-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Thu Sep 25, 2008 5:44 pm

مطلب جالبی بود برادرم هویزه ...ممنون
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
hoveyze
میزبان
میزبان


Male
تعداد پستها: 2182
Location: tehran
Registration date: 2008-02-21

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Sat Oct 04, 2008 10:01 pm

سلام بر رهروان حق


چون خانه نداشت، شخصى از او اجازه خواست تا خانه اى برايش بنا كند. سلمان اجازه نداد و گفت: نيازى به خانه ندارم! وى اصرار كرد و گفت: خانه اى بسازم كه مورد پسندت باشد; خانه اى كه هرگاه بايستى سرت به سقف آن بخورد و اگر بخوابى پايت به ديوار برسد. آنگاه سلمان اجازه داد

_________________
کوچکترین بنده خدا هویزه
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
lum lam
یار
یار


تعداد پستها: 147
Registration date: 2008-09-10

پستعنوان: Re: سلمان را بشناسيم   Mon Oct 06, 2008 10:57 pm

کاش ما بتونيم ايشونو الگوي خودمون قرار بديم
بازگشت به بالاي صفحه Go down
خواندن مشخصات فردي
 

سلمان را بشناسيم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 3 از 7رفتن به صفحه : Previous  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  Next

Permissions of this forum:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
كلوب سامي يوسف::Sami Yusuf Farsi Club ::  مسجد :: مسجد-
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع