غرور و فخر فروشی عبارت است از اینکه انسان در جلوی مومنین وکسانی که از لحاظ عرفی با انسان هم شان هستند خود را برتر و بهتر از دیگران بداند و با ایشان مانند افراد پست مرتبه صحبت کند.این کار حرام است و همان غرور است.
غرور به معنی فریفته شدن است. عامل غرور، ذهنیت اشتباهی است كه آدمی به خودش بسیار خوش گمان، بلكه مطمئن باشد.
بر اساس آیات قرآن، شیطان عامل دوم این فریب است. از شهوات و امیال و مطالب باطل را به خاطر توجیه مقاصد خویش حقیقت جلوه میدهد.حتی گاهی عبادتها و علم و دانش انسان را در دامن غرور میاندازند. تمامی این عوامل میتواند ریشه در این غفلت داشته باشد كه انسان ذاتاً فقیر و نیازمند است و هرچه دارد، از خداست و هیچ نیرویی جز به یاری و توفیق او، نیست.
از این گذشته انسان امیدوار یاری بسیاری از همنوعان خویش است و اینكه هر كسی به اندازه توانایی خویش
مسؤول است، نه آنكه به توانمندیاش مغرور گردد.
ولی عزت نفس اینه که انسان خودشو ذلیل نکنه.مثلا با شوخی های نا بجا خودشو کوچیک نکنه.برای هر
خواسته ای به هر کسی رو نندازه و خواهش نکند
"عزت نفس"؛ یعنی ، آن كه آدمی شرافت و ارزش خود را بشناسد تا در برابر حوادث و در شرایط مختلف خود را حفظ كند. اگر دیوانه ای الماسی گران قدر در دست داشته باشد آن را به مفت از دست خواهد داد ولی شخص خردمند آن را حفظ خواهد كرد و جز به بهای واقعی ، آن را نخواهد فروخت . آدمی اگر قدر خود را بداند آن را ارزان نخواهد فروخت . به قول سعدی:تو به قیمت ورای دو جهانی چه كنم قدر خود نمی دانی
گرقدر خود بدانی قبدربت فزون شود
نیكو نهاد باش كه پاكیزه پیكری
چندت نیاز و آز دواند به بر و بحر
دریاب وقت خویش كه دریای گوهری
گر كیمیای دولت جاویدت آرزوست
بشناس قدر خویش كه گوگرد احمری
ای مرغ پای بسته به دام هوای نفس
كی بر هوای عالم روحانیان پری ؟
حال باید خود را شناخت . آدم خلیفه خدا بر زمین و مورد تكریم خداوند و... در حركت به سوی كمال نامتناهی ، »و ان الی ربك الرجعی «. چنین موجودی را نسزد كه سر بر آستان مخلوقی فرود آورد و دست نیاز نزد این و آن دراز كند و یا خود را به ذلت معصیت و هوای نفس گرفتار سازد. آری راه تحصیل عزت شناخت ارزش وجودی انسان و كمال او و مسیری است كه باید طی نماید. مطالعه كتاب های انسان شناسی شهید مطهری و هم چنین آثار علامه جعفری و علامه حسن زاده آملی را به شما توصیه می كنیم
.ریشه غرور و خودبینی ، عدم شناخت صحیح و كافی از خداوند و نیز عدم شناخت انسان از خودش است ؛ زیرا اگر به این نكته توجه شود كه انسان یك موجود ممكن و ضعیفی است كه از خودش چیزی ندارد و آن قدر ضعیف است كه در قرآن هیچ موجودی با صفت ضعف یاد نشده مگر انسان : »خلق الانسان ضعیفا«، (نساء، آیه 28). از طرف دیگر اگر عظمت پروردگار عالم و این كه هر چه هست از اوست روشن شود دیگر جایی برای غرور و عُجب باقی نمی ماند ؛ چون می فهمد كه اگر علمی و دانشی دارد از اوست و ابزار درك و فهم آن علم را خدا داده است و اگر قدرتی دارد از اوست و اگر عبادت و نیایشی می كند آن هم به توفیق اوست و... و نیز اگر بداند كه خداوند با اندك ، اشاره ای می تواند همه این سرمایه ها و قدرت ها را از انسان سلب كند و بگیرد همیشه خودش را بدهكار او می بیند و عُجب و غرور را از وجود خویش دور می كند. البته رسیدن به این مرحله از معرفت ، كار ساده ای نیست و مجاهده با نفس لازم دارد. دقت در آیات قرآن ، سرنوشت انسان های مغرور، (چون شیطان ، قارون ، فرعون ها و...) و نیز دقت در روایات و تاریخ اسلام ، كمك خوبی برای شناخت راه درست و مبارزه با این صفت رذیله است .
برای مطالعه بیشتر ر . ك :
1) معراج السعاده، مرحوم نراقی
2) قلب سلیم، شهید دستغیب
بنابراین تكبر در مقابل تواضع و فروتنی است اما عزت نفس در مقابل رذالت و سبكی است، لذا هر جا كه انسان
در برابر گناه و ذلت پول مداری خودش را حفظ كرد این نشانه عزت نفس و مناعت طبع است. اما هر جا انسان در هنگام خدمت به مردم و سازگاری با اطرافیان پیش قدم نشد و برای خود جایگاه ویژه قایل شد نشانه تكبر است.
در كتاب های اخلاق علت تكبر را حسد و كینه و خودبرتری بینی گفته اند (فیض كاشانی محسن، محجه البیضا، ج 6، ص 245(
لذا برای تشخیص تكبر از عزت نفس می توان هم به عوامل تحریك كننده رفتار و هم به آثار رفتار توجه كرد و هنجار یا ناهنجاری آن را تشخیص داد.
_________________
open your eyes to see people are like the rainbow
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
