تعداد پستها: 1501 Location: Persian Land Registration date: 2007-10-13
عنوان: تولدت مبارک Fri Jan 22, 2010 8:30 pm
غربت ائمه چیز جدیدی نیست که بخوایم درباره اش دوباره صحبت کنیم اما وقتی می بینی تولد دو تا امام عزیزمون تو ماه صفر قرار گرفته و کسی هم حال تبریک گفتنش رو هم نداره آدم بیشتر دلش می سوزه
تعداد پستها: 1501 Location: Persian Land Registration date: 2007-10-13
عنوان: Re: تولدت مبارک Fri Jan 22, 2010 8:31 pm
مدتی بود که شخصی دائم نزد امام کاظم علیه السلام می آمد و فحش و ناسزا می گفت . بعضی از نزدیکان حضرت که قضیه را چنین دیدند، به ایشان عرض کردند:- اجازه بدهید ما این فاسق را بکشیم !حضرت اجازه ندادند و از مکان و مزرعه او پرسیدند و سپس سوار بر مرکبی به مزرعه وی رفتند. آن مرد صدا زد:- از میان زراعت من نیایید! حاصل مرا پایمال می کنید!حضرت آمدند نزدیک ایشان پیاده شدند. با لبخندی در کنارش نشستند و سپس فرمودند:- چقدر برای زراعت خرج کرده ای ؟گفت :- صد دینار.فرمود:- چقدر امید دخل داری ؟گفت :- دویست دینار.فرمود:- این سیصد دینار را بگیر و مزرعه هم مال خودت باشد. خداوند آنچه را که امید داری به تو مرحمت می کند.مرد پول را گرفت و پیشانی حضرت را بوسید. حضرت تبسم کرده ، برگشت .فردا که امام علیه السلام مسجد آمدند، آن مرد نشسته بود. وقتی که حضرت را دید گفت :- الله اعلم حیث یجعل رسالته (66) اصحاب پرسیدند دیروز چه می گفت ، امروز چه می گوید، دیروز فحش و ناسزا می گفت ، امروز تعریف و تمجید می کند؟حضرت به اصحاب فرمودند:- شما گفتید اجازه بده ما این مرد را بکشیم و لکن من با مبلغی پول او را اصلاح کردم !(67) یکی از راه های اصلاح حال مردم احسان و بخشش است .
دل را به دسته گل های انتظار آذین می بندیم و چشم در راه مولود فضیلت ها و سرمشق عارفان و سالكان، امام موسی كاظم (ع) می نشینیم و ندا سر می دهیم: سلام ما بر تو ای كه سجاده شب، غمناك از مناجات شب و نیمه شبت و میله های سرد و زندان شرمنده از این همه استقامت تو. ای سرمشق مقاومت و صبوری! ای اسطوره پرشكوه و هارون شكن!
_________________ حقيقت چيزي نيست که نوشته ميشود .. آن چيزي است که سعي ميشود پنهان بماند!
_________________ بجا مانده از آنچه بودم و هستم. دلم چون دفترم خالي,قلم خشکيده در دستم. گره افتاده در کارم,به خود کرده گرفتارم. به جز در خود فرو رفتن، چه راهي پيش رو دارم ؟ رفيقان يک به يک رفتند,مرا با خود رها کردند. همه خود درد من بودند، گمان کردم که همدردند.
باید اینو بدونیم که بدترین شرایط زندگی من و تو آرزوی یکی دیگست...