الرئيسية­اليومية­پرسشهاي متداول­جستجو­مكتبة الصور­ثبت نام­ليست اعضا­ورود
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوعشاطر | 
 

 و ذواتا افنان...

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
DaFFOdilL
یار
یار


تعداد پستها: 106
Registration date: 2008-05-07

20100315
پستو ذواتا افنان...

ژیبرلین است ... بهار ها، (ساعت ژنتیکی شان که زنگ خورد) ،
ژیبرلین است که درازشان می کند، برگچه هاشان را جوانه می دهد... جوانه هاشان پولک می شکنند و و ... برای درخت ها....
آدم هاشان را نمی دانم
که دست هاشان دراز می شود، انگشت هاشان سبز می شود، (که زود هم سبزشان ، زرد می شود ، شاید هم تو زرد می شود !) ... جوانه می زنند
همان که "آب شد جسم سرد مخاطب ، سمت انگشت من با صفا شد" ... لابد
یعنی که یخ چشم هاشان باز می شود ، چشم ها این سو آن سو می شود ... سوی خیلی چیزها

(آن روز که دیدم ام ، که گفتش عینک ت را دست نگیر ، بگذار روی چشم هایت ، گفتش اسمش چیست؟ ، اسم این سو آن سو شدنش؟، همان که گفتش بیماری است ... که گفتش تشخیص ش ندهم که ...) ...

باید بیایم... حالا... یخ چشم هایم باز شده....
بیایم وارونه ام کنم .. می خواهم خودم را ببینم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

و ذواتا افنان... :: تعاليق

لا يوجد حالياً أي تعليق
 

و ذواتا افنان...

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 

صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما مي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
كلوب سامي يوسف::Sami Yusuf Farsi Club :: غٍصص-
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع