گفتم بفرمایید
گفتی ببخشید ، نرگس جان خونه است (در ذهنم صدایت را مزه کردم ، ....
... فاطمه)
- اِ .. بابا .. خودشه (نفر سوم بود او)
- هه .. هه هه
- ها هه هه
- (خنده های دخترانه)
در باز شد، آمدید بالا (دو واژه است، خودش خیلی است، آمدید بالا... دنیای من زیر و رو شد)
هیوا گفت ، بهشت ِ تنهایی های نرگس،
من چراغانی می کردم همه جا را،
پنجره ها را شما باز کردید
پنجره که باز شود،باد هم می آید
تکیه می دهی ، سرت را می بری بیرون، طوری که موهایت آویزان شود، موهایت لای باد یا باد لای موهای ت خیلی فرقی ندارد
باد هم می آید ، عطر غذای همسایه که قورمه سبزی است هم
جبار وسط آسمان ِ من ، شعرای یمانی هم
می گویم، بهار ها ، بوی شب می آید
هیوا می خندد،
وقتی هیوا شاد است، نصف دنیا خوشحال اند
باد می آید ،
- ریاح مبشرات
فاطمه نفس می کشد ، من نفس می کشم
- قشنگ است امشب ،
- قشنگی امشب...
براستی خدا به جای لب هایت ، غنچه ی گل سرخی گذاشت...
(کسی هست... (؟) ، که قدر بداند ، غنچه های گل سرخ خدا را؟)
شربت مزه مزه می کنیم، در لیوان های جدید مامان...
مزه ی شربت امشب از یادمان نمی رود...
می دانید ..
می دانم
قشنگ است ام شب ، عطر شب بو می آید
عطر شب بو مثل روسری حریر سفید است...
که یک طرف صورتت رهاست
مثل خواب دی شب من
دی شب کسی بود ،
دست هایش پر از یاس
جلو صورت م گرفت ، دست هایش را ،
عطر یک مشت یاس ... در خواب پیچید
می خندی ... لب خندی
لب خندی ... لب خندی
به مانند شکوفه های سفید
- امروز را نگاه کن شکوفه ها چگونه باز می شوند